آنچه در این مطلب میخوانید
کتاب The Inner Game of Work یکی از مهمترین آثار در زمینهٔ توسعهٔ فردی و حرفهای است؛
اثری که سالهاست مدیران، مربیان، رهبران سازمانی و حرفهایهای بسیاری از آن استفاده میکنند تا کیفیت تصمیمگیری، عملکرد فردی و توان رهبری خود را افزایش دهند.
تیموتی گالوی در این کتاب به سراغ موضوعی میرود که اغلب نادیده گرفته میشود: نبرد پنهان و درونی انسان با خودش؛ نبردی که کیفیت آن، مستقیماً کیفیت کار، ارتباطات و رهبری را تعیین میکند.
کتاب بازی درونی کار یکی از عمیقترین و در عین حال سادهترین رویکردها برای افزایش عملکرد فردی و بهبود رهبری سازمانی است.
پیام اصلی آن این است که بهترین نتایج زمانی به دست میآیند که مدیر یا فرد، ابتدا بازی درونی خود را مدیریت کند؛
یعنی سر و صدای درونی، نگرانیها، قضاوتها و کنترل بیش از حد را کنار بگذارد و به توانایی طبیعی و یادگیری خود و تیم اعتماد کند.
مدیرانی که این کتاب را میخوانند، نهتنها بهتر هدایت میکنند، بلکه بهتر گوش میدهند، کمتر قضاوت میکنند،
محیط سالمتری برای تیم میسازند و نهایتاً سازمانی چابکتر و یادگیرندهتر خواهند داشت.
اگر فردی بخواهد بهطور جدی در مسیر رهبری حرفهای، کوچینگ مدیریتی یا ساخت یک تیم توانمند حرکت کند، این کتاب یکی از نقاط شروع ایدهآل است
در ادامه، با ساختاری منسجم و مرحلهبهمرحله، ابتدا کتاب را معرفی میکنیم،
سپس مفهوم بازی درونی را توضیح میدهیم، خلاصه و نکات کلیدی را بررسی میکنیم، و در پایان میبینیم چرا مدیران،
رهبران تیم و صاحبان مشاغل باید این کتاب را بخوانند و چگونه میتوانند از آن در مدیریت روزمرهٔ خود استفاده کنند.
۱٫ معرفی کتاب بازی درونی
کتاب بازی درونی ادامهای بر رویکردی است که گالوی سالها قبل در کتابهای ورزشیاش توسعه داد؛
جایی که نشان داد عملکرد عالی فقط نتیجهٔ تکنیکهای خوب نیست، بلکه نتیجهٔ حالت ذهنی درست نیز هست.
او ابتدا این رویکرد را در ورزش مطرح کرد—تنیس، گلف، اسکی—و سپس آن را وارد دنیای کسبوکار کرد.
در این کتاب گالوی تلاش میکند پاسخ دهد:
چرا بسیاری از افراد مهارت کافی دارند، اما در لحظهٔ اجرای واقعی، بهترین توان خود را نشان نمیدهند؟
پاسخ او این است:
چون ذهن آنها درگیر خودِ قضاوتگر، نگران و کنترلگر است که اجازه نمیدهد توانایی طبیعی و عمیقشان آزاد شود.
کتاب به زبانی ساده و ملموس، با مثالهایی از محیط کار، جلسات، تیمها و روابط حرفهای نوشته شده و برای هر کسی که دنبال رشد حرفهای است قابلاستفاده است.
۲٫ بازی درونی چیست؟
بازی درونی مفهومی است که گالوی بر آن تأکید دارد و میگوید مهمترین بخش هر عملکردی—چه در کار، چه در ورزش، چه در رهبری—در درون ذهن انسان اتفاق میافتد.
او ذهن را به دو بخش تقسیم میکند:
- Self 1 ( خود ۱) خودِ قضاوتگر، تحلیلگر و کنترلگر
این بخش مدام انتقاد میکند، مقایسه میکند، نگرانی ایجاد میکند، و با فشار و دستور میخواهد همهچیز را مدیریت کند. - Self 2 ( خود ۲) خودِ طبیعی، توانمند و عملگرا
این بخش همان توانایی واقعی ماست؛ بخش خلاق، آرام، خودکار، دقیق و اعتمادبخش.
مشکل زمانی ایجاد میشود که Self 1 بیش از حد فعال شود و حواس را از کار واقعی پرت کند. نتیجه؟
استرس، اشتباه، افت تمرکز، کاهش عملکرد، و در تیمها ایجاد تنش و رقابت ناسالم.
بازی درونی یعنی کم کردن دخالت Self 1 و فعال کردن Self 2—بهطوری که فرد توانایی واقعیاش را بدون تنش اجرا کند.
این مفهوم، پایهای برای بسیاری از الگوهای کوچینگ رهبری مدرن است؛ چراکه کوچینگ نیز بهدنبال آزاد کردن ظرفیت درونی افراد است.
۳٫ خلاصه و نکات کلیدی کتاب بازی درونی
کتاب از چند پیام کلیدی تشکیل شده است:
- آگاهی، اولین گام بهبود عملکرد است
گالوی تأکید میکند که قبل از هر تغییری باید «دیدن بدون قضاوت» را یاد گرفت.
این یعنی مشاهدهٔ رفتار خود یا کارکنان بدون برچسب «خوب» یا «بد». - تمرکز واقعی از درون میآید، نه از فشار بیرونی
فشار عملکرد معمولاً نتیجه را بدتر میکند.
اما زمانی که فرد یاد بگیرد روی کار، هدف و فرآیند تمرکز کند—not بر ترس از اشتباه—آرامتر و دقیقتر عمل میکند. - عملکرد برابر است با مهارت + حالت ذهنی
بسیاری از آموزشها فقط مهارت را افزایش میدهند، اما حالت ذهنی را نادیده میگیرند.
بازی درونی یاد میدهد این «متغیر دوم» چقدر حیاتی است. - یادگیری فرایند طبیعی است، اگر مزاحمش نشویم
وقتی فرد اشتباه میکند، معمولاً یادگیری طبیعی مختل میشود چون ترس، انکار و فشار بیرونی مانع توجه و مشاهدهٔ دقیق میشوند. - بهترین مدیران کسانیاند که شرایط یادگیری را فراهم میکنند، نه اینکه خودشان همیشه راهحل بدهند
نقش مدیر،«ایجاد فضای یادگیری است.|
این همان نقطهای است که ارتباط کتاب با کوچینگ مدیریت بسیار واضح میشود.
۴٫ چرا مدیران باید کتاب بازی درونی را بخوانند؟
این کتاب یکی از معدود آثاری است که رهبری، مدیریت، روانشناسی و عملکرد را در یک مدل ساده، قابلدرک و بسیار کاربردی ترکیب میکند. مدیران باید آن را بخوانند چون:
- کمک میکند بهجای کنترلکردن، توانمندسازی کنند
بسیاری از مدیران ناخواسته با جزئینگری و مداخلهٔ زیاد، ظرفیت طبیعی تیم را محدود میکنند.
گالوی نشان میدهد چگونه «اعتماد کردن» بهتر از «فشار آوردن» کار میکند. - روابط مدیر–کارمند را سالمتر میکند
وقتی فرد حس امنیت داشته باشد، اشتباهاتش را پنهان نمیکند و سریعتر یاد میگیرد. - مدیر را در مدیریت احساسات، تصمیمگیری و جلسات حرفهایتر میکند
کتاب ابزارهایی برای کاهش واکنشهای احساسی و افزایش شفافیت ذهنی ارائه میدهد. - پایهٔ کوچینگ رهبری را با مثالهای عملی توضیح میدهد
مدیرانی که جلسات کوچینگ رهبری میگیرند ، این کتاب را بهتر از دیگران درک میکنند چون دغدغهٔ اصلیشان آزاد کردن ظرفیت افراد است. - عملکرد تیم را بدون افزایش فشار، بالا میبرد
این کتاب به مدیران یاد میدهد چطور میتوان با کمترین تنش، بیشترین خروجی را گرفت.
۵٫ درسهای مدیریتی کتاب بازی درونی چیست؟
اینجا به مهمترین درسهای مدیریتی اشاره میکنیم:
- قضاوت کمتر = یادگیری بیشتر
مدیرانی که کمتر قضاوت میکنند، محیط امنتری میسازند.
در چنین محیطی افراد خلاقتر و مشارکتپذیرترند. - گوش دادن، مهمتر از دستور دادن است
گالوی میگوید اگر میخواهی عملکرد تیم بهتر شود، اول باید «بفهمی» چه در ذهنشان میگذرد. - بازخورد باید آگاهساز باشد، نه تنبیهی
بازخوردی که رفتار قابل مشاهده را توصیف میکند، اثرگذارتر از بازخوردی است که شخصیت فرد را هدف میگیرد. - تمرکز بر فرایند، نتیجه را بهتر میکند
وقتی مدیر و تیم ذهنشان را روی «چطور انجام دادن کار» بگذارند، نتیجه خودبهخود بهتر میشود. - سؤالات خوب از هزار راهحل بهترند
یک سؤال درست، ذهن کارکنان را فعال میکند و آنها را وارد یادگیری میکند.
این دقیقاً همان چیزی است که مدیران در جلسات کوچینگ رهبری تجربه میکنند.
۶٫ روش بازی درونی در بهبود عملکرد تیمی چیست؟
روش بازی درونی بر سه اصل استوار است که در سطح تیمی بسیار موثر هستند:
۱) افزایش آگاهی تیم
تیم باید بداند:
- چه هدفی دارد؟
- چه چیزهایی مانعش است؟
- چه چیزهایی کمکش میکند؟
وقتی آگاهی بالا برود، نیاز به کنترل کمتر میشود.
۲) حذف موانع ذهنی
ترس از اشتباه، قضاوت شدن و تنبیه، سرعت تیم را کم میکند.
مدیری که با اصول بازی درونی کار کند، این موانع را از بین میبرد.
۳) تمرکز مشترک
تیمهایی که برهدف مشترک و رفتارهای قابل مشاهده تمرکز دارند، هماهنگتر و موثرتر عمل میکنند.
این مدل را میتوان در جلسات کوچینگ تیمی نیز پیاده کرد، جایی که هر عضو تیم نسبت به نقش خود و اثر رفتارش آگاهتر میشود.
۷٫ نکات عملی استفادهٔ روزمره برای مدیران
در این بخش سراغ رفتارهای بسیار کاربردی میرویم که مدیر میتواند از همان امروز استفاده کند:
۱) کمتر نصیحت کنید، بیشتر سؤال بپرسید
- به نظرت بهترین روش انجام این کار چیه؟
- چه گزینههایی میبینی؟
این کار ذهن تیم را فعال میکند.
۲) بازخورد را به توصیف تبدیل کنید، نه قضاوت
بهجای:
این کار ضعیف بود
بگویید:
در این بخش، گزارشت دو روز تأخیر داشت؛ علتش چی بود؟
۳) جلسات کوتاه چکاین برگزار کنید
۵ دقیقه گفتگو دربارهٔ:
- تمرکز امروز
- موانع فعلی
- کمکی که نیاز دارند
این روش چابکی تیم را بالا میبرد.
۴) از افراد بخواهید قبل از راهحل ارائه دهند
بهجای اینکه سریع جواب بدهید، بگویید:
اول نظر خودت را بگو.
۵) تمرین سکوت ۲ ثانیهای
قبل از جواب دادن در جلسه، ۲ ثانیه مکث کنید.
این کار آرامش و کیفیت گفتگو را بالا میبرد.
۶) اهداف را قابل مشاهده کنید
بهجای «همکاری تیمی را بهتر کنیم، بگویید:
این هفته هر نفر یک نکته از کار همتیمیاش را مطرح کند.
۷) فضایی امن برای اشتباه بسازید
وقتی اشتباه رخ داد:
- چه شد؟
- چه یاد گرفتیم؟
- قدم بعدی چیست؟
نه سرزنش، نه تنبیه؛ فقط یادگیری.
همهٔ اینها دقیقاً در جلسات کوچینگ رهبری تمرین میشوند و میتوانند عملکرد تیم را دگرگون کنند.
آنچه در این مطلب میخوانید
آخرین مطالب

اپیزود ۱۵ پادکست شکوفان

اپیزود ۱۴ پادکست «شکوفان»



