احساسات و هیجانات مثبت

آنچه در این مطلب می‌خوانید

در دنیای پرشتاب امروز، چیزی که اغلب نادیده گرفته می‌شود، قدرت احساسات مثبت است. ما گرایش داریم به مشکلات، فشارها و تنش‌ها فکر کنیم؛

اما روانشناسی مثبت نشان می‌دهد که شادی، شعف و لذت نه فقط مفاهیم زیباشناختی، بلکه نیروهای تحول‌آفرین‌اند که می‌توانند زندگی شخصی و حرفه‌ای ما را به مسیر شکوفایی هدایت کنند.

مقاله پیشِ رو، قصد دارد به این سؤال پاسخ دهد: احساسات مثبت دقیقاً چه هستند و چگونه می‌توانیم آن‌ها را نه فقط به صورت گذرا، بلکه به شکل پایدار و تأثیرگذار در زندگی خود تقویت کنیم؟

با همراه شدن در این مطلب، شما با تعاریف علمی شادی و لذت، با چشم‌انداز روانشناسی مثبت‌گرا آشنا می‌شوید و می‌آموزید چگونه هیجانات مثبت را به منبعی برای رشد در دنیای داخلی و بیرونی‌تان تبدیل کنید.

احساسات و هیجانات مثبت چیست؟ (Positive emotion) 

هیجان مثبت به احساساتی مثبت مانند احساس لذت، شعف، وجد، خوشحالی، شادی و کلماتی از این دست گفته می‌شود.

تا پیش از ظهور روانشناسی مثبت‌گرا، روانشناسی سنتی به شدت از جنبه مثبت زندگی غافل بوده است، به گونه‌ای که به ازای هر صد مقاله روانشناسی با موضوع ناراحتی، تنها یک مقاله با موضوع شادی وجود داشته است.

مارتین سلیگمن، پدر علم روانشناسی مثبت، اهداف خود از پرداختن به مفهوم «هیجانات مثبت» را در قالب سه پرسش و با پاسخ‌گویی مسئولانه به آن‌ها مطرح می‌کند:

  • کارکرد و پیامدهای هیجانات مثبت چیست؟

  • چه کسی به وفور از هیجانات مثبت برخوردار است؟ به عبارت دیگر، چه ‌چیزی این هیجانات را به کار انداخته و چه‌ چیزی آن‌ها را از کار می‌اندازد؟

  • چگونه هیجانات مثبت بیشتر و پایدارتر را در زندگی خود ایجاد کنید؟

سلیگمن بر این باور است که در کتاب‌های حیطه روانشناسی مثبت‌گرا به ندرت به دو مفهوم «شادی‌شناسی» یا «لذت‌گرایی» پرداخته شده است.

یک لذت‌گرا خواهان افزایش لحظات شاد و کاهش هر چه بیشتر لحظات بد در زندگی است و طبق نظریه لذت‌گرایی ساده، کیفیت زندگی همان کمیت لحظات خوب منهای کمیت لحظات بد است.

سلیگمن مطرح می‌کند که افراد بسیاری زندگی خود را دقیقاً بر اساس این هدف پیش می‌برند، اما به باور من، چنین شیوه‌ای بیشتر شبیه یک توهم است،

زیرا مجموع احساسات لحظه‌ای ما، برآوردی ناقص از میزان خوب یا بد بودن یک واقعه، یک فیلم، یک تعطیلات، یک ازدواج و یا حتی کل زندگی است.

سلیگمن در ادامه مطرح می‌کند که دانسته‌های ما در مورد شادی ناهمگن است. او پس از تحقیقات بسیار و به‌کارگیری مداوم روانشناسی مثبت‌گرا، نظریه بهزیستی (شکوفایی) را ارائه می‌دهد و در آن، احساسات و هیجانات مثبت را اولین عنصر و سنگ‌بنای نظریه خود قرار می‌دهد.

احساسات و هیجانات مثبت به این معنا است که خوشحالی و خوش‌بینی آنقدر در ما درونی شده باشد که این حس خوب به تمام وقایع گذشته، حال و آینده ما پیوند بخورد. البته، این تعریف به‌هیچ‌وجه به معنای این نیست که در هر شرایطی لبخند به لب داشته باشیم.

شکوفایی از نظر مارتین سلیگمن
بیشتر بخوانید

 

احساس لذت و شادی

تفاوت Pleasure و Enjoyment در هیجانات مثبت

سلیگمن در اولین سنگ‌بنای نظریه خود به این نکته اشاره می‌کند که برخورداری از حس مثبت در زندگی فردی، خانوادگی، شغلی و… اثرات بسیاری به همراه خواهد داشت.

مقالات بسیاری به این موضوع پرداخته‌اند، اما یکی از بهترین تعاریفی که در این باره ارائه شده، پیرامون دو مفهوم «Pleasure» و «Enjoyment» است.

Pleasure در زبان انگلیسی به معنی احساس لذت و شادی حاصل از رفع نیازهای فیزیکی است. به عبارت دیگر، احساسی که در پی رفع نیازهایی همچون گرسنگی، تشنگی، خواب و … به وجود می‌آید را Pleasure می‌گویند.

این در حالی است که Enjoyment نوعی از احساس لذت و شادی است که به خلاقیت ذهن و فکر منجر می‌شود. به عبارت دیگر، احساس شادی و لذت حاصل از پیروزی در یک مسابقه فوتبال، ساخت یک آدم برفی یا تکمیل یک پازل، Enjoyment نامیده می‌شود.

شادی، آرامش، علاقه، سپاس‌گزاری، امید، غرور مثبت (احساس خوبی که از موفقیت به دست می‌آید و با فروتنی تعدیل می‌شود)، تفریح، الهام (فراتر از امور عادی رفتن) و عشق نیز نمونه‌ای از هیجان مثبت هستند.

بنابراین، می‌توان گفت هیجان مثبت تمامی متغیرهای ذهنی لذت‌گرایانه را در خود جای می‌دهد؛ لذت، سرخوشی، راحتی، گرما و مانند آن همگی در این عنصر موجود هستند. البته این حالت ذهنی مبتنی بر لذت معطوف به زمان حال است و شما در لحظه می‌توانید آن را تجربه کنید.

احساس لذت و شادی

ارتباط پایان رویدادها با تمایل به تجربه مجدد

دانیل کاهنمن (Daniel Kahneman)، استاد برجسته روان‌شناسی در دانشگاه پرینستون و نخستین صاحب‌نظر جهان در حوزه لذت‌گرایی، نظریه ساده لذت‌گرایی را مورد آزمون قرار داد.

یکی از تکنیک‌های مورد استفاده او برای آزمودن این نظریه، «کولونوسکوپی» است؛ طی آن یک تکنوسکوپ بر روی لوله‌ای، از طریق مقعد به درون روده فرستاده شده و به بالا و پایین حرکت داده می‌شود.

فرد این تجربه دردناک را رنجی بی‌پایان تلقی می‌کند، درحالی‌که فرآیند آن تنها چند دقیقه طول می‌کشد.

کاهنمن در یکی از آزمایشات خود، بیماران را به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم کرد. بر روی یکی از گروه‌ها شکل معمول کولونوسکوپی انجام شد و بر روی گروه دیگر، یک دقیقه به زمان کولونوسکوپی افزوده شد – البته در این زمان اضافه هیچ حرکتی انجام نمی‌شد.

توقف حرکات کولونوسکوپ در یک دقیقه پایانی، از شدت آزاردهندگی این تجربه می‌کاست، اما در واقع این زمان اضافه همچنان تجربه‌ای نامطلوب برای افراد بود.

نکته مهم این آزمایش این است که در ابتدا به نظر می‌رسید افزایش زمان آزمایش برای گروه دوم، درد بیشتری را به همراه داشته است؛

اما چون پایان تجربه برای آن‌ها بهتر بود، خاطره‌شان از این واقعه خوش‌بینانه‌تر شد و با شگفتی، تمایل آن‌ها برای تجربه مجدد این آزمایش بیشتر از گروه اول بود.

این موضوع به فرآیند زایمان نیز بسط داده می‌شود؛ زیرا مادران با وجود سختی زایمان، پس از دیدن فرزندشان خاطره خوش‌بینانه‌تری ثبت می‌کنند و تمایل بیشتری به داشتن فرزند دیگر نشان می‌دهند.

افزایش رضایت از زندگی با مجذوبیت
بیشتر بخوانید

«پایان‌ها» اهمیت زیادی دارند و باید در زندگی به آن‌ها توجه بیشتری شود؛ زیرا حال و هوای پایانی برای همیشه در حافظه باقی می‌ماند. به طور مثال، پایان یک رابطه نیز همین تأثیر را دارد و بر تمایل شما برای ورود مجدد به رابطه دیگر اثر می‌گذارد.

بنابراین، یکی از کارکردهای هیجان و احساسات مثبت، ایجاد میل و رغبت برای ادامه مسیر و تجربه مجدد است.

برای آشنایی بیشتر با نظریه بهزیستی و عناصر آن، پیشنهاد می‌کنم مقاله شکوفایی از نظر مارتین سلیگمن رو مطالعه کنید

 

آیا راه میان‌بری برای ایجاد هیجانات و احساسات مثبت وجود دارد؟

بشر راه‌های میان‌بر بی‌شماری را برای رسیدن به یک احساس خوب ابداع کرده است. داروها، شکلات‌ها، روابط جنسی، خرید کردن، خودارضایی و تماشای فیلم یا سریال، نمونه‌هایی از این دست هستند.

بعضی بر این باورند که برای بهره‌مندی از شادی، لذت، شور و شعف و آرامش می‌توانند از چنین میان‌برهایی استفاده کنند. سلیگمن با حذف کامل این میان‌برها موافق نیست، اما با بیان مثالی میزان اثرگذاری آن‌ها را شفاف می‌کند.

تصور کنید یک «ماشین تجربه فرضی» به مغز شما متصل شده باشد که می‌تواند تا آخر عمر، مغز شما را تحریک کرده و هر گونه احساس مثبتی را که بخواهید برایتان فراهم سازد.

اکثر افرادی که این انتخاب خیالی به آن‌ها پیشنهاد شد، از پذیرش آن امتناع کردند. بنابراین، خواسته ما صرفاً احساسات مثبت نیست، بلکه ما می‌خواهیم استحقاق احساسات مثبت‌مان را داشته باشیم.

باور به بهره‌مندی از احساسات مثبت با استفاده از راه‌های میان‌بر، باعث می‌شود فرد بدون تکیه‌ بر قابلیت‌ها و فضیلت‌های شخصی خود و بدون آن‌که استحقاق آن را داشته باشد، از این احساسات مثبت برخوردار شود.

در نتیجه، آن دسته از مردم که در اوج رفاه و ثروت هستند، از فقدان معنویت رنج خواهند برد. هیجانات مثبتی که برخاسته از خصوصیات خاص هر انسان نباشد، درنهایت به احساس پوچی، فقدان اصالت و افسردگی منجر می‌شود.

افرادی که با این باور زندگی می‌کنند، معمولاً با بالارفتن سن، به این درک آزاردهنده می‌رسند که باید تا لحظه مرگ، زندگی خود را با اضطراب و بی‌قراری سر کنند.

بنابراین می‌توان گفت احساسات مثبت از ابتدا برای بشر موضوع مهمی بوده و به همین خاطر، در طول تاریخ، راه‌های میان‌بری برای دستیابی به آن پدید آمده است.

سلیگمن با پرداختن علمی به این مطلب دریافت که با وجود ابداع این میان‌برها، نه‌تنها شادی پایدار در انسان‌ها ایجاد نمی‌شود، بلکه در طول زمان آن‌ها به سوی اضطراب و بی‌قراری سوق پیدا می‌کنند.

راه های میان‌بر انرژی مثبت

هیجانات و احساسات مثبت اصیل

احساسات مثبتی که برخاسته از اعمال، قابلیت‌ها، فضیلت‌ها و نه توسل به میان‌برها باشد، اصیل تعریف می‌شود. به عنوان مثال، آیا شادی ناشی از محبت به دیگران، برتر از شادی حاصل از خوش‌گذرانی و تفریح است؟

پاسخ‌هایی که به این پرسش داده شده، تأمل‌برانگیز است. پیامد نهایی فعالیتی «لذت‌بخش» مانند تفریح با یک دوست، تماشای یک فیلم، خوردن یک بستنی میوه‌ای خوشمزه، در مقایسه با تأثیرات یک اقدام مهرورزانه رنگ می‌بازد.

از شکوفایی تا راهکاری علمی و عملی برای بهزیستی
بیشتر بخوانید

زمانی‌که کارهای نوع‌دوستانه افراد، خود‌انگیخته و مبتنی بر قابلیت‌های شخصی باشد، آن‌ها تمام روز حس و حال بهتری خواهند داشت. برخلاف لذت، محبت به دیگران باعث خشنودی (gratification) می‌شود.

این خشنودی مبتنی‌بر نقاط قوت شما در مواجهه با یک چالش است و منوط به درگیری کامل و از‌دست‌رفتن خودآگاهی شما است.

پس ما برای درک شادی، به درک نقاط قوت و فضیلت‌های شخصی خود نیز نیازمندیم. زمانی‌که شادی از درگیری نقاط قوت و فضیلت‌های ما حاصل شود، زندگی‌مان سرشار از اصالت می‌شود.

احساسات حالت هستند، اتفاقاتی گذرا که لزوماً نباید جوانبی تکراری از شخصیت باشند. اما ویژگی‌های شخصیتی برخلاف حالات، می‌توانند منفی یا مثبتی باشند و در طول زمان و موقعیت‌های مختلف به‌صورت مکرر اتفاق بیفتند.

نقاط قوت و فضیلت‌ها، ویژگی‌های مثبتی هستند که به احساسات خوب و خشنودی منتهی می‌شوند.

هیجانات و احساسات مثبت اصیل

 آیا می‌توان به شادی پایدار دست‌یافت؟

جستجوی شادی، در اعلامیه استقلال (Declaration of Independence) ایالات متحده آمریکا، ازجمله حقوق تمامی شهروندان درنظر گرفته شده است و این حق، در کتاب‌های رشد فردی و در تمامی کتاب‌فروشی‌های آمریکا به نمایش گذاشته شده است.

اما شواهد علمی موجود، دورنمای روشنی از توانایی افراد برای تغییر پایدار سطح شادی در زندگی‌شان نشان نمی‌دهد. انگار افراد غمگین به شادی پایدار دست نمی‌یابند و افراد شاد به غمی پایدار دچار نخواهند شد.

اما تحقیقات جدید بیان‌گر این است که افزایش پایدار شادی امکان‌پذیر است و جنبشی جدید به‌نام روانشناسی مثبت‌گرا (Positive Psychology) نشان داد که افراد چگونه زندگی خود را در بالاترین سطح ممکن از شادی سپری کنند.

در‌حالی‌که نظریه ناممکن‌بودن افزایش پایدار شادی مانعی بر سر راه تحقیقات علمی در این زمینه است، اما مانع عظیم‌تری نیز وجود دارد و آن هم این باور است که شادی (به طور کل‌، هر گونه انگیزش مثبت انسانی) غیرمعتبر است.

سلیگمن این دیدگاه «گناهکاری ذاتی» انسان را که در فرهنگ‌های مختلف نیز به آن اشاره شده است، نخ‌نما و پوسیده می‌پندارد.

آیا فردی که در شرایط دشواری به‌سر می‌برد، صرفاً به‌دنبال تسکین رنج خود و دستیابی به شادی است؟ سلیگمن به این پرسش پاسخ منفی می‌دهد. به عقیده او، کسانی که افسرده هستند و یا تمایل به خودکشی دارند، به چیزهایی بیش از تسکین رنج خود فکر می‌کنند.

این اشخاص گاهی، به‌دنبال معنا، فضیلت‌ و دستاوردهای عمیق در زندگی خود هستند. بنابراین، تجاربی که هیجان مثبت ایجاد می‌کند، باعث می‌شود هیجان منفی به سرعت محو شود.

فضیلت‌های اخلاقی و توانمندی‌ها به عنوان حفاظی در مقابل بدبیاری‌ها و اختلالات روان‌شناختی عمل می‌کنند و می‌توانند کلید رسیدن به بهبودی باشند.

بنابراین روان‌شناسی مثبت‌گرا، این امید را به شما می‌دهد که اگر زمانی در زندگی با خوشی‌های ناچیز و بی‌دوام، رضایت‌مندی اندک، یا فقدان معنی و هدف مواجه شدید، هنوز راهی برای رهایی وجود دارد.

به اشتراک بگذارید:
برچسب‌ها:
مطالب مرتبط:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آنچه در این مطلب می‌خوانید

آخرین مطالب

پادکست شکوفان