آنچه در این مطلب میخوانید
سالها در پروژههای سیستمسازی سازمانها و کسبوکارها حضور داشتهام و بارها شاهد شکست برنامههای توسعهای و تحولآفرین سازمانها بودهام.
در این مقاله به موضوع تحول سازمانی از زاویهای کاملاً تجربی و کاربردی پرداختهام.
اگر به دنبال توسعه سازمانتان هستید و تحولآفرینی را در سازمانتان ارزش میدانید، پیشنهاد میکنم حتماً این مقاله را بخوانید؛
زیرا تحول به سان چاقوی دو لبهای است که اگر الفبای آن را ندانید، سازمان شما رو به تباهی خواهد رفت.
تحول سازمانی چیست؟
«تحول» کلمهای پرتکرار است که به لطف دنیای تکنولوژی و بهروزرسانیهای لحظهای، وارد زبان روزمره ما شده است. اما این واژه در بسیاری مواقع به یک عبارت کلیشهای و انگیزشی تبدیل شده است.
در حقیقت، تحول سازمانی همان تغییر نهادینه و پایدار در سازمان است.
مهمترین دستاورد آن تغییر در تفکر و رفتار افراد سازمان میباشد.
بهعنوان مثال وقتی میگوییم «فلان محصول تحولی نوین در صنعت پزشکی است»، یعنی این محصول دنیای جدیدی را در برابر این صنعت گشوده است.
اگر شما بهعنوان مدیر سازمان به دنبال تحول سازمانی هستید، فراموش نکنید که تحول باید راحتی، آسودگی و در نهایت آزادی را به همراه آورد.
چگونه تحولات سازمانی تباه میشوند؟
قبل از هر چیز باید بپذیریم که توسعه واقعی در پی تحولات انقلابی در افراد و سازمانها پدید میآید.
بهعنوان کسی که سالهاست در جلسات کوچینگ رهبری پای صحبت مدیران نشستهام،
میتوانم بگویم اغلب قریببهاتفاق مدیران و رهبران به دنبال افزایش بهرهوری، سود خالص و اعتبار سازمانی هستند.
اما نکته مهم این است که بسیاری از برنامههای توسعهای، نهتنها به نتیجه مطلوب نمیرسند، بلکه تحولات سازمانی را به تباهی میکشانند.
چرا؟
زیرا:
-
آمادگی فرهنگی و ذهنی برای تغییر وجود ندارد.
-
مدیران نتیجهمحور هستند و فرآیند را نادیده میگیرند.
-
فضای رقابتی منفی و فرهنگ برد–باخت بین کارکنان حاکم است.
خلاصه اینکه: فرهنگ سازمانی نقش بسیار کلیدی در موفقیت یا شکست تحول سازمانی دارد.
اولین گام برای شروع تحول سازمانی
اگر علاقهمندید تحول واقعی در سازمان شما آغاز شود، اولین گام ایجاد فرهنگ تحول است.
این فرهنگ از باورهای مدیران و رهبران آغاز میشود. اگر رهبر سازمان باورهای محدودکننده داشته باشد، کارکنان نیز تحت تأثیر قرار میگیرند.
به تجربه میگویم: هر زمان روی باورهای تحولآفرین مدیران سرمایهگذاری کردهام، نتایج سریعتر و عمیقتر در کل سازمان دیده شده است.
اهرم کلیدی در ایجاد تحول سازمانی
هیچ تحولی بدون کارگروهی امکانپذیر نیست.
احساس «همتیمی بودن» بین مدیر و کارکنان یک شرط اصلی است.
اما نکته کلیدی اینجاست: حضور یک ناظر بیرونی (مشاور یا کوچ سازمانی).
ناظر بیرونی کمک میکند:
-
روزمرگی و اصطکاک سازمانی شکسته شود.
-
فرهنگهای قدیمی و ناکارآمد شناسایی و حذف شوند.
-
نگاه تازهای به فرآیندهای سازمانی ایجاد شود.
به جرات میتوان گفت: ناظر بیرونی همان اهرم کلیدی تحول سازمانی است.
دلایل شکست تحول سازمانی
بر اساس تجربه، مهمترین دلایل شکست برنامههای تحول آفرین سازمانها عبارتند از:
-
عدم احساس انتفاع جمعی
-
نبود حس شراکت بین مدیران و کارکنان
-
ضعف فرهنگ سازمانی فرایندمحور
-
عجلههای بیمورد و ترس محور
-
ناتوانی مدیران در مهارتهای رهبری
-
بروکراسی اداری دستوپاگیر
-
فقدان انگیزههای درونی
-
حضور مدیران بیحوصله و نتیجهمحور
-
نبود ناظر بیرونی در سازمان
تحول سازمانی یک مسیر ساده و کوتاه نیست؛ بلکه نیازمند فرهنگسازی، تغییر باورها و همراهی مدیران و کارکنان است.
اگر شما هم به دنبال ایجاد تحول پایدار در سازمان خود هستید، پیشنهاد میکنم از همین امروز برای فرهنگسازی و کوچینگ رهبری اقدام کنید.
آنچه در این مطلب میخوانید
آخرین مطالب

اپیزود ۱۵ پادکست شکوفان

اپیزود ۱۴ پادکست «شکوفان»



